ابو طالب حسينى تربتى

46

تزوكات تيمورى ( فارسى )

رجوع آوردند و قريب بهزار سوار از ترك و تاچك نيز بر من جمع شد و ولايت كرمسير مسخر من كشت و در اين وقت كنكاش كردم كه بر ولايت سيستان تركتاز آورم و چون خبر بوالى سيستان رسيد ارمغان و ساوري ( * ) فرستاد و طلب مدد كرد كه جمعي از دشمنان بر من ظلم كرده و ملك مرا با هفت قلعه متصرف شده‌اند اكر دست دشمنان از ملك من كوتاه شود شش ماهيه علوفه سپاه را برسانم و كنكاش درين ديدم كه عنان عزيمت بجانب سيستان معطوف دارم و از هفت قلعه كه دشمنان وي متصرف شده بودند پنج قلعه را جبرا و قهرا كرفتم در دل والي سيستان هراس راه يافت و دشمنان خود را با خود دوست كرد و با خود كنكاش كردند كه اكر امير تيمور درين ملك اقامت كند ملك سيستان از دست ما بدر خواهد رفت و سپاه و رعيت تمامي مملكت سيستان حشر كردند و بر سر من آمدند و چون ديدم كه والي سيستان بعهد خود وفا ننمود ناچار شدم و سر راه برايشان كرفته قتال و جدال نمودم و تيري آمد و بر بازوي من خورد و نيز يك تير ديكر بر پاي من رسيد آخر برايشان ظفر يافتم